مشاهیر کاشان منطقه اي كه شهر كاشان در آن واقع است يكي از سكونت گاهاي شهري انسان ما قبل تاريخ بوده است . كاوشهاي باستان شناسي نشان مي دهد كه ناحيه سيلك ( واقع در 4 كيلومتري غرب شهر كاشان ) چند هزار سال پيش از پيدايش شهرهاي آريائي فلات ايران نخستين جايگاه رشد شهرنشيني بوده است .
۱۳۹۴ جمعه ۱۴ فروردين - تعداد بازدید: 6107 بار
منطقه اي كه شهر كاشان در آن واقع است يكي از سكونت گاهاي شهري انسان ما قبل تاريخ بوده است . كاوشهاي باستان شناسي نشان مي دهد كه ناحيه سيلك ( واقع در 4 كيلومتري غرب شهر كاشان ) چند هزار سال پيش از پيدايش شهرهاي آريائي فلات ايران نخستين جايگاه رشد شهرنشيني بوده است .
با اين همه آنچه در اين گفتار اهميت دارد بررسي كاشان به عنوان يك شهر اسلامي است زيرا ساختار كنوني شهر كاشان در دوره اسلامي شكل گرفته است و در اين دوره ( خصوصا در عصر سلجوقيان و نيز در قرن هاي نهم و دهم هجري در عهد صفوي ) رونق بسياري پيدا كرده و يكي از شهر هاي مهم ايران شده است ليكن در دوران حكومت زنديه با وجود حاكماني چون آقا سليم آراني و خصوصا عبدالرزاق خان كاشي كه در جهت آباداني اين شهر از هيچ كوششي فرو گذار نكردند، زلزله مهيب سال 1192 ه ق خرابيهاي بسياري بجاي نهاد و عمده آثار مهم تاريخي اين شهر را تخريب نمود . و از طرف ديگر عناد و خصومت بنيانگزار سلسله قاجار ( آقا محمد خان ) با كاشان و همچنين طغيان ياغيان محلي باعث گرديد كه اين شهر در دوران قاجار با ركود مواجه شود.
كاشان و حومه با حدود 000/400 هزار نفر جمعيت داراي مردماني مهربان و باهوش و ذوق ادبي و استعداد هنري و همچنين تعصب مذهبي فراوان يكي از قديميترين و تاريخي ترين شهرهاي ايران محسوب مي شود و از قديم الايام به « دار المؤمنين » معروف گشته است .
نژاد مردم كاشان از ريشه اصيل آريايي است و اختلاط آن با نژادهاي اقوام مهاجم تازي و ترك بسيار ناچيز بوده است كه يكي از دلايل اين امر حفظ زبان فارسي قديم در ميان اهالي سكنه خصوصا دهات اطراف است .
در مورد وجه تسميه كاشان كهن ترين مأخذ فارسي و عربي از آن به نامهاي قاسان ، كاس رود ، كاشانه ، كاسان ياد مي كنند.
كاشان در ادوار مختلف تاريخ فراز و نشيبهاي فراواني را پشت سر گذاشته و شاهد حوادث طبيعي و تاريخي فراوان بوده است . در دوران اسلامي ( سده سوم هجري ) صدها هنرمند و شاعر و عالم از اين شهر برخاستند كه يكي از آنها ابوالحسن علي بن محمد كاشاني ، صاحب جامع الكبير في الفقه متوفي به سال 220 ه ق از اصحاب خاص حضرت جواد « ع» بود.
كاشان كه بنابر گفته مولف حدود العالم در سده چهارم هجري كانون دانش و ادب ايران به شمار مي رفت در عهد سلاجقه نيز چنانكه راوندي مورخ آن عصر در كتاب معروف راحه الصدور و آيه السرور نگاشته است منشأ فضلا و هنرمندان و علماء‌بود به طوري كه هر كجا خطي خوش و زيبا يا انشاء و ترسلي بليغ ديده و شنيده مي شد مي گفتند كه از كاشانيان است و يا از آنها آموخته اند. چنانكه اغلب وزيران ايران‌. مستوفيان و حاجبان پادشاهان بزرك سلجوقي از مردم كاشان و يا تربيت يافتگان آن سامان بودند . به هر حال در اين عصر كاشان از جهت دانش و ادب چنان مشهور گشته بود كه پيشرو و سرآمد بلاد ايران بشمار مي رفت. از جمله فضلا و دانشمندان اين دوران ابوعلي عبدالجبار طوسي كاشاني ، سيد ابوالرضا راوندي ، سيد الامام ضياء الدين راوندي مي باشند.
با آغاز دوران مغول و هجوم وحشيانه اين قوم خون ريز كه گويي تزيانه اي عبرت آموز بر ملت ايران بود .تحولات شگرفي روي داد. قوم وحشي با قدرت نظامي فائق آمدند ولي ايرانيان با نيروي فرهنگ و هنرهاي زنده خويش مبارزه بزرگ رواني و نبرد بدون كشت و كشتاري را آغاز نموده و عاقبت توانستند برتري فرهنگ و هنر و ذوق و انديشه و خلق و خوي لطيف خود را چنان آشكار و جلوه گر سازند كه دشمنان سر سخت و زورمندش دوستان وفادار او گردند.
از جمله فضلا و دانشمندان اين دوران كمال الدين عبدالرزاق و همچنين افضل الدين محمد مرقي مشهور به باباافضل ( به روايتي خالو و به روايتي استاد و مرشد خواجه نصير الدين طوسي ) است كه آثار قلمي كم نظير آنها از ذخائر گرانبهاي فرهنگ و زبان فارسي به شمار مي رود.
عصر صفوي را مي توان عصر طلايي هنر در دوران اسلامي دانست با شروع اين دوران ادبيات و هنر و علم نيز عرصه تازه اي پيدا نمود . وجود دهها محقق ، هنرمند ،‌عالم و شاعر و دانشمند در اين عصر خود گواه زنده اي بر اين هاست.
كاشان در اين عصر بر اثر سوابق تاريخي در مذهب شيعه مورد نهايت توجه قرار گرفت . بطوري كه گويندگان از اطراف و اكناف مملكت روي بدين ديار نهادند و مجامع ادبي در شهر رواجي تام يافت تا حدي كه در اين دوران كاشان بيش از 150 تن شاعر داشت و عده اي نيز رهسپار هند گرديدند تذكره هايي كه در اين دوره نوشته شده شاهد اين مدعاست.)
در عهد شاه طهماسب اين شهر مركز علمي و مرجع امور ديني و نظارت كلي بر محافل و مشاغل شرعي كشور گرديد و بدنبال آن نيز نهضت بزرگ علمي در آنچا پديد آمد كه تا اوايل سده جهاردهم همچنان توسعه و ادامه يافت دانشمنداني نامدار و گران مايه در علوم و فنون عصري بوجود آمدند كه نه تنها مظهر كامل معارف سه قرن متوالي آن ديار به شمار رفته ، بلكه هر يك در فن خود سرآمد و شاخص فرهنگ و دانش ايران در زمان خويش شناخته شده اند، همانند شمس الدين محمد ،حكيم و رياضي دان‌، ملا فتح الله كاشاني در حديث و تفسير قرآن ، ملامحسن فيض ، در حكمت الهي و حديث و ملا مهدي و ملا احمد نراقي و ملا حبيب الله شريف ، در فقه و از متأخرين نيز مرحوم آيت الله سيد مير علي يثربي ، را مي توان نام برد.
با شروع دوران قاجار مجامع علمي تقريبا پراكنده شد ولي در اين عصر كاشان در پرتو شخصيت علمي و جامعيت ملا مهدي نراقي مركز پرمايه ترين حوزه فرهنگي ، اسلامي ايران گرديد چنانچه طلاب حوزه هاي درس عتبات نيز در پايان تحصيلات خود به كاشان آمده ، علوم و فنون عقلي و نقلي را حضوري تكميل مي نمودند.
جاذبه حوزه علميه كاشان حتي شيخ مرتضي انصاري را نيز به اين شهر كوچانيد. وي مدتي در اين شهر با ملا احمد نراقي و حاج سيد محمد تقي پشت مشهدي مباحثه داشت. پس از در گذشت نراقي اول مركزيت علمي كاشان در پيرامون حاج ملا احمد نراقي و برادران وي و فرزندان آنها كه هر يك مسلم عصر خويش بودند همچنان داير و پايدار ماند تا آنكه از محيط علمي آن ديار دانشمندان بزرگ و نامور در علوم و فنون گوناگون پديد آمدندكه ترجمه احوالات آنها در منابع و مأخذ آمده است .



باقر خورده كاشي
محمد باقر خورده فروش، معروف به باقر خورده از شعرا و خوشنويسان معروف عصر صفوي ومعاصر شاه عباس اول بوده است.
آن طوري كه كتاب زندگاني شاه عباس اول آمده است. وقتي شاه عباس نقطويان كاشان را كه مركزشان نيز قريه فين بوده است، در محل ميدان سنگ (ميدان فيض فعلي) جمع و دستور قتل و عام آنها را صادر مي نمايد، باقر خورده نيز در ميان آنها بوده است و وقتي احساس مي كند كه چيزي بهلاكت وي نيز نمانده بلافاصله قلمدان را از پرشال كشيده و به قوت طبع قصيده غرائي انشاء و به خط نستعليق زيبائي تحرير و تقديم شاه صفوي مي نمايد. شاه را از خط و ربط و وقوف وي بر رموز ادبيات خوش آمده و از خون وي در ميگذرد.
باقر خورده مردي متمول بوده و ديواني نيز داشته است. برادر وي نيز از شعراي عصرصفوي بوده است.
از طبع اوست:
يا رب آن سوزفكن در دل ديوانه ما كه كليم آيد و آتش برد از خانه ما

ما چه ديديم ز فرزندي آدم كه كند دعوي خويشي گندم پس از اين دانه ما


ميرزا هبه الله

از خوشنويسان معروف اواخر عصر طلايي هنر در دوره تيموري است وي شاگردان بسياري تربيت نمود كه بعضي از آنها به دربار امراي تيموري راه يافتند. از معروفترين شاگردان ميرزا هبه الله ميتوان معزالدين محمد حسيني كاشاني را نام برد.


نوائي كاشاني
از شعراي خوشنويس هم عصر و هم دوره ميرزا هبه الله كاشاني است. نوائي در هنر خوشنويسي و بالاخص در فن نستعليق سرآمد هم عصران خود بود و سرانجام جزء هنرمندان ثابت و مقرري بگير دربار بايسنقر ميرزا در آمد و جزء 40 نفر هنرمند معروف ملازم دربار وي بود.


معزالدين محمد حسيني كاشاني
معزالدين محمد كاشاني كه به مير معز معروف مي باشد از نستعليق نويسان معروف قرن دهم هجري است. وي از شاگردان مير هبه الله كاشاني است ولي از استاد خود به مراتب جلو افتاد. دامنه شهرت مير معز بدانجا رسيد كه مشتاقان و خريداران، قطعات خط وي را چون ورق زر مي خريده و به هندوستان مي برده اند لذا آثار و قطعات مير معز بيشتر در هندوستان و در بين مجموعه هاي خطي آن ديار يافت مي شود.
به نظر بسياري از محققين ايران استاد بزرگ نستعليق يعني مير عماد مدتي را در كاشان از محضر مير معز كسب فيض نموده است. آثار بازمانده از مير معز و شباهت هاي آن با تغييراتي كه بعدها مير عماد در نستعليق بوجود آورد دليل اين مدعاست.
ميرمعز از دوستان و مجالسين محتشم كاشاني است و لذا پس از فوت مير معز در سال 990 ه.ق محتشم كاشاني سه قطعه ماده تاريخ براي فوت وي سروده است كه يكي از آنها:
«قبله الكتاب كو» و ديگري: «خطاط عراق» مي باشد. بعضي از صاحبان ترجمه وفات مير معز را 995 ذكر كرده اند كه درست نيست و همان سال 990 ه.ق كه محتشم اشعار ماده تاريخ آن را سروده (در وفات مير معز) صحيح مي باشد.
تذكره نصر آبادي مي نويسد: اصلش از كاشان است خط نسخ تعليق را به نزاكت مي نوشت.


ملا جان كاشي
از خوشنويسان كاشان وبنا بر آنچه روايت شده است ملا جان كاشي مخترع نوعي خط بنام شكسته بسته است و نحوه ترقيم اين خط بدينگونه است كه بر روي يك صفحه كاغذ خطوط و اشكال درهم و برهمي ترسيم وترقيم گرديده و بر روي قطعه كاغذ ديگري نيز همين طور خطوط و اشكالي رسم ميشود اين دو قطعه كاغذ را وقتي بر روي هم قرار داده و جلو نور ميگرفتند مطالبي كه مورد نظر نويسنده بوده است قرائت مي شد. اين خط بيشتر در مبادله پيامهاي محرمانه و نظامي مورد استفاده قرار مي گرفته است.


ميرزا سيد نظام طاهري
وي معلمي زحمت كش و خطاطي خوش ذوق بود. شكسته نستعليق تحريري را خوب مي نوشت و در مدارس كاشان بعنوان يكي از بهترين معلمان خط شهره خاص و عام بود.
انسان سليم النفس و خوش برخورد و خوش ذوقي بود و سرانجام به سال 1367 شمسي بر اثر سكته قلبي دار فاني را بدرود گفت.


ميرزا محمد تقي الحسيني كاشاني
از خوشنويسان عصر زنديه و اوايل دوره قاجار و از سادات محله كلهر كاشان و به احتمال زياد از اخفاد مير معز كاشاني است .
ميرزا محمد تقي خط نستعليق را استادانه مي نوشته و اشعار خاوري كوزه كناني كه به صورت گچ بري برجسته در عمارت شتر گلوي فتحعلي شاهي در باغ فين كاشان ترقيم يافته به خط ميرزا محمد تقي مي باشد و حاكي از استادي وي در نگارش خط نستعليق است. از ساير آثار وي ميتوان كتيبه سردر ورودي مسجد و مدرسه امام خميني را در كاشان نام برد.


محمد هاشم كاشاني
محمد هاشم كاشاني فرزند محمد حسين از نسخ نويسان معروف كاشان در عصر قاجاريه است. كتيبه هاي موجود روي درب رواق امام زاده حبيب بن موسي (ع) كاشان كه در حال حضر در كارگاه استاد علي محمد كارگر كاشاني در دست تعريض و تكميل مي باشد به خط محمد هاشم كاشاني است.


ميرزا ابوتراب كاشاني
وي از نستعليق نويسان معروف كاشان و پيرو شيوه مير عماد حسني استاد معروف نستعليق بوده است.
رباعي معروف منسوب به خواجه نصير الدين طوسي كه گفته مي شود وي در مدح باباافضل مرقي سروده است ( گر عرض دهد سپهرا علي فضل فضلا و فضل افضل) بخط نستعليق به صورت گچ بري برجسته در رواق آرامگاه باباافضل در مرق با خط ابوتراب كاشاني است. قسمتي از نسخه تفسير صافي كه تاليف ملا محمد محسن فيض كاشاني است به خط مولف است و بقيه آن در روزگار فتحعلي شاه به دستور ميرزا ابوتراب يكي از احفاد فيض مشابه قسمت اول نوشته شده است.


محمد حسين كاشاني
وي از نستعليق نويسان معروف كاشان و پيرو شيوه مير عماد حسني استاد معروف نستعليق بوده است.
رباعي معروف منسوب به خواجه نصير الدين طوسي كه گفته مي شود وي در مدح باباافضل مرقي سروده است ( گر عرض دهد سپهرا علي فضل فضلا و فضل افضل) بخط نستعليق به صورت گچ بري برجسته در رواق آرامگاه باباافضل در مرق با خط ابوتراب كاشاني است. قسمتي از نسخه تفسير صافي كه تاليف ملا محمد محسن فيض كاشاني است به خط مولف است و بقيه آن در روزگار فتحعلي شاه به دستور ميرزا ابوتراب يكي از احفاد فيض مشابه قسمت اول نوشته شده است.


فتحعلي خان ملك الشعرا صبا
از معروفترين شاعران اوايل دوره قاجار است كه علاوه بر نقاشي، خط تعليق و شكسته را نيز خوش مي نوشت دو برادر زاده وي (زين العابدين خان بن محمد علي خان كاشي) در خط تعليق و شكسته و ميرزا ابوالقاسم بن ميرزا ابوطالب در خط نستعليق شهرت فراواني داشتند وي به سال 1235 ه.ق درگذشت.
از ديگر خوش نويسان دوران قاجار مي توان: ميرزا باقر كاشاني و ميرزا احمد كاشاني نام را برد كه در خطوط شكسته و نستعليق تبحر فراوان داشتند ميرزا محمد خان نديم باشي نيز از اساتيد خط نستعليق و شكسته بود كه شعر نيز مي سرود وي به سال 1290 ه.ق در گذشت.
خوش نويسان ديگر اين دوران ميرسيد شهاب الدين و ميرزا هاشم خان امين الدوله است كه خط نستعليق را خوش مي نوشتند.


ميرزا ابوالقاسم شيخ الاسلام
ميرزا ابوالقاسم شيخ الاسلام از علما و دانشمندان متدين و متمكن كاشان و علاوه بر مراتب فضل و دانش اسلامي، شاعر نيز بوده است. وي «رضوان» تخلص ميكرده و خط شكسته نستعليق را بسيار زيبا مي نوشته است.
داستان تبعيد وي به تهران و رفتن او به دربار مظفرالدين شاه و بديهتا سرودن رباعي و نوشتن آن با خط شكسته بسيار زيبا و گرفتن صله از دست مظفرالدين شاه و دريافت اسب زين كرده از شاه و مسافرت به سوي كاشان و فائق آمدن به مدعيان، با فرمان شاه در كاشان معروف است


حجة الاسلام آقا سيد محمد حسيني كلهري (صدرالاسلام)
وي يكي از اعلام اين خاندان است كه علاوه بر مراتب فضل در فن نگارش و انشاء خط خوش ممتاز بوده و از خوش نويسان معروف كاشان است كه در شيوه نستعليق و شكسته نستعليق استاد مسلم بوده است.
اين عالم هنرمند در نوزدهم محرم سال 1339 ه.ق در كاشان بدرود زندگي گفته و مزارش در بقعه سلطان امير احمد است.


حجه الاسلام سيد علي حسيني كلهر
وي يكي از علماي بزرگ و معاريف اين خاندان است كه از هنر خوشنويسي بهره مند و در شيوه نسخ استاد زمان بوده است. او به سال 1316 در كاشان بدرود حيات گفته و در بقعه سلطان اميراحمد مدفون گرديده است.


مسيح كاشاني
ركن الدين مسعود كاشاني متخلص و معروف به «مسيح و مسيحا» از شعرا و اطبا و خوشنويسان معروف كاشان درعصر صفويه است. وي پزشك مخصوص شاه عباس اول بوده كه وقتي در مجلسي مورد بي مهري شاه واقع مي شود اين بيت شعر را سروده و به وسيله حاجب بارگاه شاه عباس براي وي فرستاد:
گر فلك يك صبحدم با من گران گردد سرش شام بيرون ميروم چون آفتاب از كشورش
و خود شبانه از اصفهان فرار و خود را به هندوستان مي رساند و در آنجا مورد پذيرائي و احترام پادشاهان گوركاني هند قرار گرفته و در دربار آنان ترقي فراوان مي نمايد.
نسخه هاي گلستان وبوستان سعدي را كه به خط نستعليق كتابت و به نحو بسيار زيبائي نوشته است هم اكنون جزء كتابهاي خطي كتابخانه سابق سلطنتي است و از آثار نفيس و ارزشمند كتابخانه مذكور به شمار مي رود .
اين شاعر بزرگ و هنرمند داراي ديوان شعري است كه متاسفانه تاكنون به چاپ نرسيده است. اشعار او را بيش از يكصد هزار بيت دانسته اند، فرزند مسيح نيز به نام عقل الدين از خوشنويسان بزرگ و در خط نسخ استاد بوده است.
از اوست:
صحبت گرم من و آن بت بدمست به هم خوش بهشتيست اگر زود دهد دست به هم


حاج اسماعيل كاشي
وي از خوشنويسان بزرگ اوايل دوران قاجاريه است كه خطوط كوفي و نسخ را بسيار عالي مي نوشت. او به سال 1230 ه.ق در گذشت.


مير عبدالحسين
وي كه در شعر عارف تخلص مي نمود خط نسخ و نسخ تعليق را عالي مي نوشت.
از اشعار اوست:
ميدهد پروانه دل تا گرم گفتارم كند شمع مي سوزد نفس تا سرمه در كارم كند
تيره بختي گوهر ما را زآن در هم شكست تا جواهر سرمه چشم خريدارم كند


ميرزا زين العابدين خان
وي فرزند محمد حسين خان شيباني بود كه خط نستعليق را خوش مي نوشت آقا محمد باقر برادر زين العابدين خان نيز در اين خط تبحر زيادي داشت.


ميرزا حسن خان شيباني
ميرزا حسن خان شيباني كاشاني را مي توان آخرين بازمانده نسل بزرگان خط و خوشنويسي در كاشان دانست.
وي در يك خانواده اهل فضل و هنر پرورش يافته بود و اكثر اعضاي اين خاندان صاحبان قلم بودند.
ميرزا حسن خان، خوشنويسي و خطاطي را از عموهاي استاد و خوشنويس خود يعني ميرزا عباس خان و سيف الله خان متين السلطنه آموخت و با توجه به اينكه خود نيز استعداد و ذوق و قابليت فراواني در اين هنر داشت، بزودي شهره خاص و عام شد و سرانجام به خاطر داشتن خط خوش در فرمانداري يا اداره حكومتي آن عهد استخدام شد.
تذكره خوشنويسان معاصر ايران شرح حال و نمونه آثار وي را چاپ كرده است. بعد از فوت مرحوم ميرزا حسن خان شيباني به سال 1350 در كاشان، اين شهر تاريخي و قديمي از نعمت داشتن يك نفر استاد خوشنويس محروم شده است.


سيف الله خان متين السلطنه كاشاني
از خوانين خاندان شيباني و از خوشنويسان معروف قرن اخير كاشان مي باشد. نستعليق و شكسته نستعليق بخصوص كتابت شكسته را بسيار استادانه مي نوشته و از افراد فاضل بوده است.


ميرزا عباس خان شيباني
وي برادر متين السلطنه سابق الذكر و از اساتيد فن كتابت و تحرير بوده است. در اوايل مشروطه و تشكيل اولين مجلس شوراي ملي او بعنوان تند نويس و خوشنويس مجلس استخدام و تا اواخرعمر در اين شغل انجام وظيفه نمود. آثار خطي كه از او باقيمانده است نمايانگر استادي وي در زمينه خوشنويسي بوده است.


ميرزا علي محمد خان شيباني
در فن ترسل و انشاء و علم سياق و حساب از اقران ممتاز است و خط تحرير را در شيوه اساتيد عصر بسيار خوش و نغز مي نويسد.


آقا رضا مصور
از نقاشان و هنرمندان معروف و معاصر و ملازم دربار شاه عباس اول صفوي است كه فوق العاده مورد توجه پادشاه نيز بوده است. پدر و پسر اين هنرمند نيز هر دو از نقاشان دربار صفويه بوده اند.
بعضي از آثار نقاشي آقا رضا مصور كاشي با آثار رضا عباسي اشتباه شده و بعضي از مورخين و صاحبان تراجم اين دو نفر را به جاي يكديگر و با هم اشتباه كرده اند.


محمد طاهر نقاش كاشاني
از شعرا و هنرمندان و خوشنويسان معروف قرن يازدهم كاشان مي باشد. بعضي از آثار نقاشي اين هنرمند هنوز نيز در ايوان و سقف رواق امام زاده سلطان عطابخش كاشان به چشم مي خورد از آثار خوشنويسي طاهر نقاش ميتوان آياتي را كه وي به خط ثلث بسيار خوب نوشته و در حال حاضر بر روي آجرهاي لعاب دار جبهه شرقي قبر امام زاده حبيب بن موسي (ع) كاشان وجود دارد و درسنه 1070 ه.ق نوشته شده مشاهده نمود.
مولانا محمد طاهر كه گاهي «طاهر» و زماني «نقاش» تخلص مي نموده، شاعري خوش قريحه است كه علاوه بر سرودن شعر، نقاشي را نيز به مهارت انجام مي داد. وي به سال 1091 ه.ق دركاشان بدرود حيات گفته و در ايوان امام زاده عطا بخش مدفون گرديد. سنگ مزار وي هنوز به جاست.
قصاب كاشاني شاعر ديگر عصر صفوي ماده تاريخ فوت اين هنرمند را بدين گونه سروده است:
نقاش بوادي بقا شد طاهر (1091 ه.ق)
غزل ذيل از اوست:
عرق شرم ، گلاب رخ جانان گردد آب رو جمع شد چشمه حيوان گردد
دل بي معرفت از پوست نيايد بيرون پسته بي مغز محالست كه خندان گردد
عذر دست تهي از اهل سخاوت دور است واي بر حال كريمي كه پريشان گردد
همچو فانوس كند خانه دل را روشن آه گرم تو اگر شمع بستان گردد
تا به كي خامه «نقاش» كشد نقش ترا چند بر گرد سر و صورت بي جان گرد


ميرزا محمد كمال الملك
دست تقدير سال 1226 شمسي براي كودكي كه در كاشان متولد مي شد احراز افتخار و مقام بزرگترين نقاش سده اخير را ثبت كرد. اين كودك محمد نام داشت و در دامان پدر و مادر هنرمندي تربيت يافت. محمد پس از گذرانيدن تحصيلات ابتدائي دل از ديار كند و به تهران رفت و به مدرسه دارالفنون كه در آن ايام تنها مرجع علم و عمل بود قدم گذاشت.
او از همان ساعت ورودش مي خواست هنرش به سر زبانها بيفتد و روزي قرعه فال به نام آقاي مدير مدرسه افتاد. محمد صورت آقاي مدير را با قلم سياه ساخت و آن وقت بود كه همه حتي آقاي مدير او را ملقب به ميرزا محمد كردند وهمين تابلوي سه بعدي توجه ناصرالدين شاه را به خود جلب كرد و بدون تامل دستور داد اتاقي از شمس العماره در اختيار نامبرده بگذارند تا با خيال راحت به ادامه هنرش مشغول شود.
18 ساله بود كه در عمارت سلطنتي شروع به كار كرد و در عرض 4 سال چندين تابلو را تمام كرد. قدرت قلم و تشخيص رنگ او به طوري بود كه باعث اعجاب همه شد و به لقب (نقاش باشي) مفتخر گرديد. تشويق شاه و استقبال مردم هنرشناس كار او را طوري كرد كه ميرزا محمد در حدود 200 تابلو زيبا و گرانبها ساخت و ملقب به كمال الملك شد.
استاد براي آشنايي بيشتر سفري به اروپا داشت و در موزه هاي معروف لوور، ورساي، وروم خوشه هاي معرفت از خرمن آثار روبنس، رامبراند، وانديك، داوينجي رفائل و ديگر اساتيد جهان جمع آوري كرد. او پس از مراجعت به ايران هنرستاني به نام مدرسه صنايع مستظرفه تاسيس نمود و به پرورش استعدادهاي پراكنده هم وطنانش پرداخت.
در سال 1300 شمسي حسودان و معاندين كوته فكر حوادث و جرياناتي براي استاد برپا كردند كه روح حساس و زود رنج او را متاثر كرد و بنا به عللي ديگر شش سال بعد رسما از مقام رياست هنرستان استعفا داد و يك سال بعد او را به ملك شخصي كه در حوالي نيشابور داشت تبعيدش كردند.
داس اجل در يكشنبه 27 مرداد ماه 1319 شمسي دو ساعت بعد از ظهر خرمن هستي افتخار ايران و ايراني، استاد كمال الملك را درويد و در كنار مقبره شيخ عطار سر به خاك ابديت گذارد.


برچسب ها:
کاشان
گردشگري
ارسال به شبکه های اجتماعی:
تصاویر مرتبط
کاشان - خیابان اباذر - تلفن: 983155440055+
کلیه حقوق برای شهرداری کاشان محفوظ می باشد.
Powered By ParsPro.ir