تاریخ ارسال مطلب:۱۳۹۴ جمعه ۱۴ فروردين - تعداد بازدید: 9420 بار
چاپ مطلب

مشاهیر کاشان

منطقه اي كه شهر كاشان در آن واقع است يكي از سكونت گاهاي شهري انسان ما قبل تاريخ بوده است . كاوشهاي باستان شناسي نشان مي دهد كه ناحيه سيلك ( واقع در 4 كيلومتري غرب شهر كاشان ) چند هزار سال پيش از پيدايش شهرهاي آريائي فلات ايران نخستين جايگاه رشد شهرنشيني بوده است .

مشاهیر کاشان

منطقه ای كه شهر كاشان در آن واقع است یكی از سكونت گاهای شهری انسان ما قبل تاریخ بوده است . كاوشهای باستان شناسی نشان می دهد كه ناحیه سیلك ( واقع در 4 كیلومتری غرب شهر كاشان ) چند هزار سال پیش از پیدایش شهرهای آریائی فلات ایران نخستین جایگاه رشد شهرنشینی بوده است .
با این همه آنچه در این گفتار اهمیت دارد بررسی كاشان به عنوان یك شهر اسلامی است زیرا ساختار كنونی شهر كاشان در دوره اسلامی شكل گرفته است و در این دوره ( خصوصا در عصر سلجوقیان و نیز در قرن های نهم و دهم هجری در عهد صفوی ) رونق بسیاری پیدا كرده و یكی از شهر های مهم ایران شده است لیكن در دوران حكومت زندیه با وجود حاكمانی چون آقا سلیم آرانی و خصوصا عبدالرزاق خان كاشی كه در جهت آبادانی این شهر از هیچ كوششی فرو گذار نكردند، زلزله مهیب سال 1192 ه ق خرابیهای بسیاری بجای نهاد و عمده آثار مهم تاریخی این شهر را تخریب نمود . و از طرف دیگر عناد و خصومت بنیانگزار سلسله قاجار ( آقا محمد خان ) با كاشان و همچنین طغیان یاغیان محلی باعث گردید كه این شهر در دوران قاجار با ركود مواجه شود.
كاشان و حومه با حدود 000/400 هزار نفر جمعیت دارای مردمانی مهربان و باهوش و ذوق ادبی و استعداد هنری و همچنین تعصب مذهبی فراوان یكی از قدیمیترین و تاریخی ترین شهرهای ایران محسوب می شود و از قدیم الایام به « دار المؤمنین » معروف گشته است .
نژاد مردم كاشان از ریشه اصیل آریایی است و اختلاط آن با نژادهای اقوام مهاجم تازی و ترك بسیار ناچیز بوده است كه یكی از دلایل این امر حفظ زبان فارسی قدیم در میان اهالی سكنه خصوصا دهات اطراف است .
در مورد وجه تسمیه كاشان كهن ترین مأخذ فارسی و عربی از آن به نامهای قاسان ، كاس رود ، كاشانه ، كاسان یاد می كنند.
كاشان در ادوار مختلف تاریخ فراز و نشیبهای فراوانی را پشت سر گذاشته و شاهد حوادث طبیعی و تاریخی فراوان بوده است . در دوران اسلامی ( سده سوم هجری ) صدها هنرمند و شاعر و عالم از این شهر برخاستند كه یكی از آنها ابوالحسن علی بن محمد كاشانی ، صاحب جامع الكبیر فی الفقه متوفی به سال 220 ه ق از اصحاب خاص حضرت جواد « ع» بود.
كاشان كه بنابر گفته مولف حدود العالم در سده چهارم هجری كانون دانش و ادب ایران به شمار می رفت در عهد سلاجقه نیز چنانكه راوندی مورخ آن عصر در كتاب معروف راحه الصدور و آیه السرور نگاشته است منشأ فضلا و هنرمندان و علماء‌بود به طوری كه هر كجا خطی خوش و زیبا یا انشاء و ترسلی بلیغ دیده و شنیده می شد می گفتند كه از كاشانیان است و یا از آنها آموخته اند. چنانكه اغلب وزیران ایران‌. مستوفیان و حاجبان پادشاهان بزرك سلجوقی از مردم كاشان و یا تربیت یافتگان آن سامان بودند . به هر حال در این عصر كاشان از جهت دانش و ادب چنان مشهور گشته بود كه پیشرو و سرآمد بلاد ایران بشمار می رفت. از جمله فضلا و دانشمندان این دوران ابوعلی عبدالجبار طوسی كاشانی ، سید ابوالرضا راوندی ، سید الامام ضیاء الدین راوندی می باشند.
با آغاز دوران مغول و هجوم وحشیانه این قوم خون ریز كه گویی تزیانه ای عبرت آموز بر ملت ایران بود .تحولات شگرفی روی داد. قوم وحشی با قدرت نظامی فائق آمدند ولی ایرانیان با نیروی فرهنگ و هنرهای زنده خویش مبارزه بزرگ روانی و نبرد بدون كشت و كشتاری را آغاز نموده و عاقبت توانستند برتری فرهنگ و هنر و ذوق و اندیشه و خلق و خوی لطیف خود را چنان آشكار و جلوه گر سازند كه دشمنان سر سخت و زورمندش دوستان وفادار او گردند.
از جمله فضلا و دانشمندان این دوران كمال الدین عبدالرزاق و همچنین افضل الدین محمد مرقی مشهور به باباافضل ( به روایتی خالو و به روایتی استاد و مرشد خواجه نصیر الدین طوسی ) است كه آثار قلمی كم نظیر آنها از ذخائر گرانبهای فرهنگ و زبان فارسی به شمار می رود.
عصر صفوی را می توان عصر طلایی هنر در دوران اسلامی دانست با شروع این دوران ادبیات و هنر و علم نیز عرصه تازه ای پیدا نمود . وجود دهها محقق ، هنرمند ،‌عالم و شاعر و دانشمند در این عصر خود گواه زنده ای بر این هاست.
كاشان در این عصر بر اثر سوابق تاریخی در مذهب شیعه مورد نهایت توجه قرار گرفت . بطوری كه گویندگان از اطراف و اكناف مملكت روی بدین دیار نهادند و مجامع ادبی در شهر رواجی تام یافت تا حدی كه در این دوران كاشان بیش از 150 تن شاعر داشت و عده ای نیز رهسپار هند گردیدند تذكره هایی كه در این دوره نوشته شده شاهد این مدعاست.)
در عهد شاه طهماسب این شهر مركز علمی و مرجع امور دینی و نظارت كلی بر محافل و مشاغل شرعی كشور گردید و بدنبال آن نیز نهضت بزرگ علمی در آنچا پدید آمد كه تا اوایل سده جهاردهم همچنان توسعه و ادامه یافت دانشمندانی نامدار و گران مایه در علوم و فنون عصری بوجود آمدند كه نه تنها مظهر كامل معارف سه قرن متوالی آن دیار به شمار رفته ، بلكه هر یك در فن خود سرآمد و شاخص فرهنگ و دانش ایران در زمان خویش شناخته شده اند، همانند شمس الدین محمد ،حكیم و ریاضی دان‌، ملا فتح الله كاشانی در حدیث و تفسیر قرآن ، ملامحسن فیض ، در حكمت الهی و حدیث و ملا مهدی و ملا احمد نراقی و ملا حبیب الله شریف ، در فقه و از متأخرین نیز مرحوم آیت الله سید میر علی یثربی ، را می توان نام برد.
با شروع دوران قاجار مجامع علمی تقریبا پراكنده شد ولی در این عصر كاشان در پرتو شخصیت علمی و جامعیت ملا مهدی نراقی مركز پرمایه ترین حوزه فرهنگی ، اسلامی ایران گردید چنانچه طلاب حوزه های درس عتبات نیز در پایان تحصیلات خود به كاشان آمده ، علوم و فنون عقلی و نقلی را حضوری تكمیل می نمودند.
جاذبه حوزه علمیه كاشان حتی شیخ مرتضی انصاری را نیز به این شهر كوچانید. وی مدتی در این شهر با ملا احمد نراقی و حاج سید محمد تقی پشت مشهدی مباحثه داشت. پس از در گذشت نراقی اول مركزیت علمی كاشان در پیرامون حاج ملا احمد نراقی و برادران وی و فرزندان آنها كه هر یك مسلم عصر خویش بودند همچنان دایر و پایدار ماند تا آنكه از محیط علمی آن دیار دانشمندان بزرگ و نامور در علوم و فنون گوناگون پدید آمدندكه ترجمه احوالات آنها در منابع و مأخذ آمده است .

باقر خورده كاشی

محمد باقر خورده فروش، معروف به باقر خورده از شعرا و خوشنویسان معروف عصر صفوی ومعاصر شاه عباس اول بوده است.
آن طوری كه كتاب زندگانی شاه عباس اول آمده است. وقتی شاه عباس نقطویان كاشان را كه مركزشان نیز قریه فین بوده است، در محل میدان سنگ (میدان فیض فعلی) جمع و دستور قتل و عام آنها را صادر می نماید، باقر خورده نیز در میان آنها بوده است و وقتی احساس می كند كه چیزی بهلاكت وی نیز نمانده بلافاصله قلمدان را از پرشال كشیده و به قوت طبع قصیده غرائی انشاء و به خط نستعلیق زیبائی تحریر و تقدیم شاه صفوی می نماید. شاه را از خط و ربط و وقوف وی بر رموز ادبیات خوش آمده و از خون وی در میگذرد.
باقر خورده مردی متمول بوده و دیوانی نیز داشته است. برادر وی نیز از شعرای عصرصفوی بوده است.
از طبع اوست:

یا رب آن سوزفكن در دل دیوانه ما كه كلیم آید و آتش برد از خانه ما
ما چه دیدیم ز فرزندی آدم كه كند دعوی خویشی گندم پس از این دانه ما

میرزا هبه الله

از خوشنویسان معروف اواخر عصر طلایی هنر در دوره تیموری است وی شاگردان بسیاری تربیت نمود كه بعضی از آنها به دربار امرای تیموری راه یافتند. از معروفترین شاگردان میرزا هبه الله میتوان معزالدین محمد حسینی كاشانی را نام برد.

نوائی كاشانی

از شعرای خوشنویس هم عصر و هم دوره میرزا هبه الله كاشانی است. نوائی در هنر خوشنویسی و بالاخص در فن نستعلیق سرآمد هم عصران خود بود و سرانجام جزء هنرمندان ثابت و مقرری بگیر دربار بایسنقر میرزا در آمد و جزء 40 نفر هنرمند معروف ملازم دربار وی بود.

معزالدین محمد حسینی كاشانی

معزالدین محمد كاشانی كه به میر معز معروف می باشد از نستعلیق نویسان معروف قرن دهم هجری است. وی از شاگردان میر هبه الله كاشانی است ولی از استاد خود به مراتب جلو افتاد. دامنه شهرت میر معز بدانجا رسید كه مشتاقان و خریداران، قطعات خط وی را چون ورق زر می خریده و به هندوستان می برده اند لذا آثار و قطعات میر معز بیشتر در هندوستان و در بین مجموعه های خطی آن دیار یافت می شود.
به نظر بسیاری از محققین ایران استاد بزرگ نستعلیق یعنی میر عماد مدتی را در كاشان از محضر میر معز كسب فیض نموده است. آثار بازمانده از میر معز و شباهت های آن با تغییراتی كه بعدها میر عماد در نستعلیق بوجود آورد دلیل این مدعاست.
میرمعز از دوستان و مجالسین محتشم كاشانی است و لذا پس از فوت میر معز در سال 990 ه.ق محتشم كاشانی سه قطعه ماده تاریخ برای فوت وی سروده است كه یكی از آنها:
«قبله الكتاب كو» و دیگری: «خطاط عراق» می باشد. بعضی از صاحبان ترجمه وفات میر معز را 995 ذكر كرده اند كه درست نیست و همان سال 990 ه.ق كه محتشم اشعار ماده تاریخ آن را سروده (در وفات میر معز) صحیح می باشد.
تذكره نصر آبادی می نویسد: اصلش از كاشان است خط نسخ تعلیق را به نزاكت می نوشت.

ملا جان كاشی

از خوشنویسان كاشان وبنا بر آنچه روایت شده است ملا جان كاشی مخترع نوعی خط بنام شكسته بسته است و نحوه ترقیم این خط بدینگونه است كه بر روی یك صفحه كاغذ خطوط و اشكال درهم و برهمی ترسیم وترقیم گردیده و بر روی قطعه كاغذ دیگری نیز همین طور خطوط و اشكالی رسم میشود این دو قطعه كاغذ را وقتی بر روی هم قرار داده و جلو نور میگرفتند مطالبی كه مورد نظر نویسنده بوده است قرائت می شد. این خط بیشتر در مبادله پیامهای محرمانه و نظامی مورد استفاده قرار می گرفته است.

میرزا محمد تقی الحسینی كاشانی

از خوشنویسان عصر زندیه و اوایل دوره قاجار و از سادات محله كلهر كاشان و به احتمال زیاد از اخفاد میر معز كاشانی است .
میرزا محمد تقی خط نستعلیق را استادانه می نوشته و اشعار خاوری كوزه كنانی كه به صورت گچ بری برجسته در عمارت شتر گلوی فتحعلی شاهی در باغ فین كاشان ترقیم یافته به خط میرزا محمد تقی می باشد و حاكی از استادی وی در نگارش خط نستعلیق است. از سایر آثار وی میتوان كتیبه سردر ورودی مسجد و مدرسه امام خمینی را در كاشان نام برد.

محمد هاشم كاشانی

محمد هاشم كاشانی فرزند محمد حسین از نسخ نویسان معروف كاشان در عصر قاجاریه است. كتیبه های موجود روی درب رواق امام زاده حبیب بن موسی (ع) كاشان كه در حال حضر در كارگاه استاد علی محمد كارگر كاشانی در دست تعریض و تكمیل می باشد به خط محمد هاشم كاشانی است.

میرزا ابوتراب كاشانی

وی از نستعلیق نویسان معروف كاشان و پیرو شیوه میر عماد حسنی استاد معروف نستعلیق بوده است.
رباعی معروف منسوب به خواجه نصیر الدین طوسی كه گفته می شود وی در مدح باباافضل مرقی سروده است ( گر عرض دهد سپهرا علی فضل فضلا و فضل افضل) بخط نستعلیق به صورت گچ بری برجسته در رواق آرامگاه باباافضل در مرق با خط ابوتراب كاشانی است. قسمتی از نسخه تفسیر صافی كه تالیف ملا محمد محسن فیض كاشانی است به خط مولف است و بقیه آن در روزگار فتحعلی شاه به دستور میرزا ابوتراب یكی از احفاد فیض مشابه قسمت اول نوشته شده است.

محمد حسین كاشانی

وی از نستعلیق نویسان معروف كاشان و پیرو شیوه میر عماد حسنی استاد معروف نستعلیق بوده است.
رباعی معروف منسوب به خواجه نصیر الدین طوسی كه گفته می شود وی در مدح باباافضل مرقی سروده است ( گر عرض دهد سپهرا علی فضل فضلا و فضل افضل) بخط نستعلیق به صورت گچ بری برجسته در رواق آرامگاه باباافضل در مرق با خط ابوتراب كاشانی است. قسمتی از نسخه تفسیر صافی كه تالیف ملا محمد محسن فیض كاشانی است به خط مولف است و بقیه آن در روزگار فتحعلی شاه به دستور میرزا ابوتراب یكی از احفاد فیض مشابه قسمت اول نوشته شده است.

فتحعلی خان ملك الشعرا صبا

از معروفترین شاعران اوایل دوره قاجار است كه علاوه بر نقاشی، خط تعلیق و شكسته را نیز خوش می نوشت دو برادر زاده وی (زین العابدین خان بن محمد علی خان كاشی) در خط تعلیق و شكسته و میرزا ابوالقاسم بن میرزا ابوطالب در خط نستعلیق شهرت فراوانی داشتند وی به سال 1235 ه.ق درگذشت.
از دیگر خوش نویسان دوران قاجار می توان: میرزا باقر كاشانی و میرزا احمد كاشانی نام را برد كه در خطوط شكسته و نستعلیق تبحر فراوان داشتند میرزا محمد خان ندیم باشی نیز از اساتید خط نستعلیق و شكسته بود كه شعر نیز می سرود وی به سال 1290 ه.ق در گذشت.
خوش نویسان دیگر این دوران میرسید شهاب الدین و میرزا هاشم خان امین الدوله است كه خط نستعلیق را خوش می نوشتند.

میرزا ابوالقاسم شیخ الاسلام

میرزا ابوالقاسم شیخ الاسلام از علما و دانشمندان متدین و متمكن كاشان و علاوه بر مراتب فضل و دانش اسلامی، شاعر نیز بوده است. وی «رضوان» تخلص میكرده و خط شكسته نستعلیق را بسیار زیبا می نوشته است.
داستان تبعید وی به تهران و رفتن او به دربار مظفرالدین شاه و بدیهتا سرودن رباعی و نوشتن آن با خط شكسته بسیار زیبا و گرفتن صله از دست مظفرالدین شاه و دریافت اسب زین كرده از شاه و مسافرت به سوی كاشان و فائق آمدن به مدعیان، با فرمان شاه در كاشان معروف است.

حجة الاسلام آقا سید محمد حسینی كلهری (صدرالاسلام)

وی یكی از اعلام این خاندان است كه علاوه بر مراتب فضل در فن نگارش و انشاء خط خوش ممتاز بوده و از خوش نویسان معروف كاشان است كه در شیوه نستعلیق و شكسته نستعلیق استاد مسلم بوده است.
این عالم هنرمند در نوزدهم محرم سال 1339 ه.ق در كاشان بدرود زندگی گفته و مزارش در بقعه سلطان امیر احمد است.

حجه الاسلام سید علی حسینی كلهر

وی یكی از علمای بزرگ و معاریف این خاندان است كه از هنر خوشنویسی بهره مند و در شیوه نسخ استاد زمان بوده است. او به سال 1316 در كاشان بدرود حیات گفته و در بقعه سلطان امیراحمد مدفون گردیده است.

مسیح کاشانی

ركن الدین مسعود كاشانی متخلص و معروف به «مسیح و مسیحا» از شعرا و اطبا و خوشنویسان معروف كاشان درعصر صفویه است. وی پزشك مخصوص شاه عباس اول بوده كه وقتی در مجلسی مورد بی مهری شاه واقع می شود این بیت شعر را سروده و به وسیله حاجب بارگاه شاه عباس برای وی فرستاد:
گر فلك یك صبحدم با من گران گردد سرش شام بیرون میروم چون آفتاب از كشورش
و خود شبانه از اصفهان فرار و خود را به هندوستان می رساند و در آنجا مورد پذیرائی و احترام پادشاهان گوركانی هند قرار گرفته و در دربار آنان ترقی فراوان می نماید.
نسخه های گلستان وبوستان سعدی را كه به خط نستعلیق كتابت و به نحو بسیار زیبائی نوشته است هم اكنون جزء كتابهای خطی كتابخانه سابق سلطنتی است و از آثار نفیس و ارزشمند كتابخانه مذكور به شمار می رود .
این شاعر بزرگ و هنرمند دارای دیوان شعری است كه متاسفانه تاكنون به چاپ نرسیده است. اشعار او را بیش از یكصد هزار بیت دانسته اند، فرزند مسیح نیز به نام عقل الدین از خوشنویسان بزرگ و در خط نسخ استاد بوده است.
از اوست:

صحبت گرم من و آن بت بدمست به هم خوش بهشتیست اگر زود دهد دست به هم

حاج اسماعیل كاشی

وی از خوشنویسان بزرگ اوایل دوران قاجاریه است كه خطوط كوفی و نسخ را بسیار عالی می نوشت. او به سال 1230 ه.ق در گذشت.

میر عبدالحسین

وی كه در شعر عارف تخلص می نمود خط نسخ و نسخ تعلیق را عالی می نوشت. از اشعار اوست: میدهد پروانه دل تا گرم گفتارم كند شمع می سوزد نفس تا سرمه در كارم كند تیره بختی گوهر ما را زآن در هم شكست تا جواهر سرمه چشم خریدارم كند

میرزا زین العابدین خان

وی فرزند محمد حسین خان شیبانی بود كه خط نستعلیق را خوش می نوشت آقا محمد باقر برادر زین العابدین خان نیز در این خط تبحر زیادی داشت.

میرزا حسن خان شیبانی

میرزا حسن خان شیبانی كاشانی را می توان آخرین بازمانده نسل بزرگان خط و خوشنویسی در كاشان دانست.
وی در یك خانواده اهل فضل و هنر پرورش یافته بود و اكثر اعضای این خاندان صاحبان قلم بودند.
میرزا حسن خان، خوشنویسی و خطاطی را از عموهای استاد و خوشنویس خود یعنی میرزا عباس خان و سیف الله خان متین السلطنه آموخت و با توجه به اینكه خود نیز استعداد و ذوق و قابلیت فراوانی در این هنر داشت، بزودی شهره خاص و عام شد و سرانجام به خاطر داشتن خط خوش در فرمانداری یا اداره حكومتی آن عهد استخدام شد.
تذكره خوشنویسان معاصر ایران شرح حال و نمونه آثار وی را چاپ كرده است. بعد از فوت مرحوم میرزا حسن خان شیبانی به سال 1350 در كاشان، این شهر تاریخی و قدیمی از نعمت داشتن یك نفر استاد خوشنویس محروم شده است.

سیف الله خان متین السلطنه كاشانی

از خوانین خاندان شیبانی و از خوشنویسان معروف قرن اخیر كاشان می باشد. نستعلیق و شكسته نستعلیق بخصوص كتابت شكسته را بسیار استادانه می نوشته و از افراد فاضل بوده است.

میرزا عباس خان شیبانی

وی برادر متین السلطنه سابق الذكر و از اساتید فن كتابت و تحریر بوده است. در اوایل مشروطه و تشكیل اولین مجلس شورای ملی او بعنوان تند نویس و خوشنویس مجلس استخدام و تا اواخرعمر در این شغل انجام وظیفه نمود. آثار خطی كه از او باقیمانده است نمایانگر استادی وی در زمینه خوشنویسی بوده است.

میرزا علی محمد خان شیبانی

در فن ترسل و انشاء و علم سیاق و حساب از اقران ممتاز است و خط تحریر را در شیوه اساتید عصر بسیار خوش و نغز می نویسد.

آقا رضا مصور

از نقاشان و هنرمندان معروف و معاصر و ملازم دربار شاه عباس اول صفوی است كه فوق العاده مورد توجه پادشاه نیز بوده است. پدر و پسر این هنرمند نیز هر دو از نقاشان دربار صفویه بوده اند.
بعضی از آثار نقاشی آقا رضا مصور كاشی با آثار رضا عباسی اشتباه شده و بعضی از مورخین و صاحبان تراجم این دو نفر را به جای یكدیگر و با هم اشتباه كرده اند.

محمد طاهر نقاش كاشانی

از شعرا و هنرمندان و خوشنویسان معروف قرن یازدهم كاشان می باشد. بعضی از آثار نقاشی این هنرمند هنوز نیز در ایوان و سقف رواق امام زاده سلطان عطابخش كاشان به چشم می خورد از آثار خوشنویسی طاهر نقاش میتوان آیاتی را كه وی به خط ثلث بسیار خوب نوشته و در حال حاضر بر روی آجرهای لعاب دار جبهه شرقی قبر امام زاده حبیب بن موسی (ع) كاشان وجود دارد و درسنه 1070 ه.ق نوشته شده مشاهده نمود. مولانا محمد طاهر كه گاهی «طاهر» و زمانی «نقاش» تخلص می نموده، شاعری خوش قریحه است كه علاوه بر سرودن شعر، نقاشی را نیز به مهارت انجام می داد. وی به سال 1091 ه.ق دركاشان بدرود حیات گفته و در ایوان امام زاده عطا بخش مدفون گردید. سنگ مزار وی هنوز به جاست.
قصاب كاشانی شاعر دیگر عصر صفوی ماده تاریخ فوت این هنرمند را بدین گونه سروده است:
نقاش بوادی بقا شد طاهر (1091 ه.ق)
غزل ذیل از اوست:

عرق شرم ، گلاب رخ جانان گردد آب رو جمع شد چشمه حیوان گردد
دل بی معرفت از پوست نیاید بیرون پسته بی مغز محالست كه خندان گردد
عذر دست تهی از اهل سخاوت دور است وای بر حال كریمی كه پریشان گردد
همچو فانوس كند خانه دل را روشن آه گرم تو اگر شمع بستان گردد
تا به كی خامه «نقاش» كشد نقش ترا چند بر گرد سر و صورت بی جان گرد

میرزا محمد كمال الملك

دست تقدیر سال 1226 شمسی برای كودكی كه در كاشان متولد می شد احراز افتخار و مقام بزرگترین نقاش سده اخیر را ثبت كرد. این كودك محمد نام داشت و در دامان پدر و مادر هنرمندی تربیت یافت. محمد پس از گذرانیدن تحصیلات ابتدائی دل از دیار كند و به تهران رفت و به مدرسه دارالفنون كه در آن ایام تنها مرجع علم و عمل بود قدم گذاشت.
او از همان ساعت ورودش می خواست هنرش به سر زبانها بیفتد و روزی قرعه فال به نام آقای مدیر مدرسه افتاد. محمد صورت آقای مدیر را با قلم سیاه ساخت و آن وقت بود كه همه حتی آقای مدیر او را ملقب به میرزا محمد كردند وهمین تابلوی سه بعدی توجه ناصرالدین شاه را به خود جلب كرد و بدون تامل دستور داد اتاقی از شمس العماره در اختیار نامبرده بگذارند تا با خیال راحت به ادامه هنرش مشغول شود.
18 ساله بود كه در عمارت سلطنتی شروع به كار كرد و در عرض 4 سال چندین تابلو را تمام كرد. قدرت قلم و تشخیص رنگ او به طوری بود كه باعث اعجاب همه شد و به لقب (نقاش باشی) مفتخر گردید. تشویق شاه و استقبال مردم هنرشناس كار او را طوری كرد كه میرزا محمد در حدود 200 تابلو زیبا و گرانبها ساخت و ملقب به كمال الملك شد.
استاد برای آشنایی بیشتر سفری به اروپا داشت و در موزه های معروف لوور، ورسای، وروم خوشه های معرفت از خرمن آثار روبنس، رامبراند، واندیك، داوینجی رفائل و دیگر اساتید جهان جمع آوری كرد. او پس از مراجعت به ایران هنرستانی به نام مدرسه صنایع مستظرفه تاسیس نمود و به پرورش استعدادهای پراكنده هم وطنانش پرداخت.
در سال 1300 شمسی حسودان و معاندین كوته فكر حوادث و جریاناتی برای استاد برپا كردند كه روح حساس و زود رنج او را متاثر كرد و بنا به عللی دیگر شش سال بعد رسما از مقام ریاست هنرستان استعفا داد و یك سال بعد او را به ملك شخصی كه در حوالی نیشابور داشت تبعیدش كردند.
داس اجل در یكشنبه 27 مرداد ماه 1319 شمسی دو ساعت بعد از ظهر خرمن هستی افتخار ایران و ایرانی، استاد كمال الملك را دروید و در كنار مقبره شیخ عطار سر به خاك ابدیت گذارد.

برچسب ها